تبليغاتX
من یک قدیس بودم

من یک قدیس بودم

مینویسم تا باور کنم هستم

این آلمانی های فاشیست کثافت بهم ویزا ندادن.. عوضی ها!!!
اگه دفعه اولم بو میگفتم آره، ولی بار سوم یهو یادشون اومده من جوون ایرانی ام! از کشور حامی تروریزم.
بعد از 2 هفته بامبول در آوردن و هی بهونه گرفتن و پی مدارک الکی فرستادن. بالاخره دیروز همه مدارک و رسوندم دستشون، اونوقت امروز پست پاسپورتمو آورده با یه نامه که طبق قوانین آلمان به شما ویزا تعلق نمیگیره و طبق همون قوانین  دادن هیچ توضیحی هم برای ما الزامی نیست!!!
اون لحظه اگه دستم به سفیر میرسید ترتیبشو میدادم.
اصلا تغصیر خودمه که جای اقدام به سفارت یه کشور حسابی مثل سوئد که قبلا هم بهم ویزا داده، رفتم سراغ المانی های فاشیست.

من الان عصبانیییم.....




+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت   توسط قدیس  | 

وای از این طوفان های دالاس..
هفته ای یه بار هشدار تورنادو یا همون گردباد میدن، آسمون یه تکونی میخوره، یه بادی هم میوزه..
چند تا رعدو برق کت و کلفت هم میاد، خانم تورنادو، اسمش هرچی که هست خرامان خرامان رد میشه و دستش به هر چی برسه از ریشه در میاره و میره.
نیم ساعت بعد همه چی آروم میشه، غیر از زمین خیس و شاخ و برگ شکسته ی درخت ها و چند تا تیر برق افتاده و حصار های خونه ها که چپ شده، هیچ نشونه ای ازش نیست.
این امریکایی ها طوفانشون هم مثل زندگیشون مصرفیه!!!




+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت   توسط قدیس  | 


یه بنده خدایی پیدا شده، از اونجایی که ماشالله حرف مفت زن کم نداریم تو مملکت، میخواد با من بحث کنه!
جالبه!
البته حق دراه! از فرط بیکاری دوره افتاده کامنت های منو میخونه و حرص میخوره!
نکه تنگ کردم گریبان خلق رو!

یه آقای صالحی داریم تو دالاس، از اون جمهوری خواه های دو آتیشه! تو کمپین جان مک کین فعالیت داره و کلی  سرش درد میکنه واسه بحث. چند وقت پیش که از صدای امریکا اومده بودن دالاس و با ما صحبت کرده بودن، ایشون هم تشریف داشتن.بعد از تموم شدن فیلم برداری و بعد از اینکه ایشون کلی سخنرانی کرد، دونه دونه بچه ها رو میکشید کنار و یه بحث راه مینداخت. به اقصا گیر داد واسه جنگ ایران وعراق، به من گیر داد سر اعتقادات متمایل به چپم و خوب البته ضدیتی که ذاتا با چپ داشت.
حالا این بنده خدا کلی منو یاد آقای صالحی انداخت.



اول از همه نگفته با چی مشکل داره، دوما احتمالا از اون دسته آدم هاست که هنوز " روشن فکر" براشون فحشه!
به هر حال من هم از شدت درس وقت نکردم آپ کنم، این بهانه شده.
اونهایی که میخوان بدونن جریانو، یه سر بزنن به کامنت پست قبلی!

خبر مهم : دو هفته دیگه میرم ایران...


+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت   توسط قدیس  | 



عروسی پسر آقای احمدی نژاد و دختر آقای مشایی برگذار شد. به به.. مبارک باشه
از این سادگی هم درس بگیرن بعضی ها.25 تا مهمون، نفری هم یه سیب و یه پرتفال.
جای رقص هم نماز.
بعد این ملت ایران هی برن دنبال قرطی بازی، هی تو اینترنت پتیشن بگذارن واسه خلیج فارس و جزیره هاش..هی نرن رای ندن و تحریم کنن. هی بگن گوجه فرنگی گرونه، هی بگن بنزین کمه، هی بگن فقر، فحشا، هی بگن اعتیاد زیاده، هی بگن تلفات جاده ای، ترافیک، آلودگی هوا، هی بگن فساد اداری، تورم، همش ناله کنن، غر بزنن، هی تو اینترنت بگن اعدام در ملا عام بده، هی بخوان زندانی های سیاسی آزاد بشن، هرچی رئیس جمهور بگه ایران آزاد ترین کشور دنیاست، ما گی نداریم، بهش بخندن. هی قدر این دست گل مشنگ رو ندونن.
این خارجی ها هم که هی حقوق بشر حقوق بشر کنن. هی بگن بابا بمب اتم نساز، هی بگن لطفا اسرائیل رو پاک نکن. هی قطعنامه بدن و تحریم کنن.
آخه خسته شدم به خدا..
بسته دیگه! جان شما بریدم.
از دوم دبیرستان که فهمیدم اینترنت چیه تا حالا همش دارم از این حرفا میشنوم. یکی نیست بگه این همه حرف زدین چی شد؟؟

یه ذره یاد بگیرین از این احمدی نژاد. با این یه ذره قدش 70 میلیون رو به بازی گرفته.

البته نگران نباشین ،این هم میره یکی دیگه میاد، ما هم چنان اندر خم این کوچه پس کوچه های ایران خواهیم موند!!




+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت   توسط قدیس  | 



به حال دنیایی که عروس صلحشو قصابی میکنه باید گریست!! هرچند، دارم فکر میکنم گریه به چه کار؟؟
آنقدر از نفرت پرم که حتی اشک هم با چشمم غریبه است!
خیلی حرفه تو این دنیای مادی، زندگیتو بگذاری رو کولت و دور دنیا پیاده بگردی واسه صلح، که چی؟
اون اسراییلی کثافت تو لجن سرمایه اش واسه یه سنگ بی ارزش انسان بکشه، یا تو فلسطین و لبنان شیعه و سنی از حرص قدرت مثل کفتار بیفتن به جون هم و از همه بدتر جورج بوش عوضی و جیره خواراش، دمکراسی رو با هواپیما های B-52 و F-117 رو سر مردم عراق و افغانستان بمب کنن.
اونوقت تو ژوزفینا باشی وقتی از چنگال های دنیا خون میچکه، به گوش این مردم کر پیغام صلح بخونی!
همون که بهترین جا برای تو اون دنیاست، که اگه حتی هیچی توش نیست، از شر انسان راحتی.
خوش به حالت که مردی و خبر مرگتو نشنیدی!!!



واسه اونهایی که نمیدونن، «ژوزفينا پاسكواله» عروس صلح، زن ۳۳ ساله ايتاليايى، براى جلب توجه جهانيان به صلح، با لباس سپيد و پاى پياده حركت به دور دنيا را آغاز كرده بود، دیروز جنازش تو اطراف استانبول پیدا شد در حالی که بهش تجاوز شده و کشته شده بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت   توسط قدیس  | 



Wooooow...
داشتم وبگردی میکردم که اینو دیدم تو بالاترین..
کف کردم. چه عکسی.. چه تیتری!

و از اونجایی که مطلب نداشتم اینطوری آپ کردم.


دم آریانمن گرم!


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت   توسط قدیس  | 

جمعه صبح باید واسه یه کاری میرفتم هوستون تو جنوب تگزاس، فاصله 260 مایلی، یعنی حدود 420 کیلومتری واسه یه کار نیم ساعته.
پنجشنبه تا ساعت 12 شب کار میکردم، صبح جمعه ساعت 9:30 صبح هم قرار داشتم. ساعت 4 صبح راه افتادم. البته قبلش یه 2 ساعتی خوابیدم.
وقتی ساعت 10 کارم تموم شد رفتم تو یه کنج دنج، یه ساعت چرتیدم. از اونجایی که فکرشو کرده بودم با خودم یه بالش هم برده بودم، عقب ماشین بیچاره رو هم بعد از نود و بوغی تمیز کرده بودم که بتونم راحت دراز بکشم. البته اینجا بود که برای اولین بار دلم خواست قدم جای 182، 150 باشه که مجبور نشم گرشون بزنم تو شکمم.
علاوه بر ذهنیتی که آدم داره، یه جاده جنوبی تو تکزاس باید کویری و خشک باشه، پر از کاکتوس و کلبه های خرابه. جاده ای با منظره بهاری، پر از درخت های سبز و گل های ریز زرد و آبی بود . و با اینکه قبلا هم دیده بودمش اینبار برام خیلی به یاد موندنی بود.



خلاصه این مسافرت نصفه روزه و تقریبا 900 کیلومتری ما ساعت 5 بعد از ظهر تموم شد.

همون شب مرجان ساتراپی تو دانشگاه دالاس سخنرانی داشت.
وای که چقدر خندیدم از دستش. این زن شاهکاره. نکته جالب این بود که شاید از 100 نفری که تو سالن بودن، 10 تا 15 نفر ایرانی بودن، بقیه امریکایی بودن. نمیدونم ایراد ایرانی هاست ، یا ریز بینی امرکایی ها!!
حرف های مرجان مثل همیشه جالب بود. موضع ضد جنگ ،ضد امپریالیستی و نکته بینی و طنازی در مورد مسائل جامعه.
از اونجایی که به من گفت دوست نداره ازش عکس بگیرن و شوهر سوئدیشو شاهد گرفت که یه بار دوربینش رو انداخته تو دریا وقتی ازش عکس گرفته، من هم عکس خوب ازش نمیذارم.



عوضش یه عکس خوب از خودم میزارم واسه گلپر.. دو نقطه دی





+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت   توسط قدیس  | 


شنیده بودم چند سال پیش محمدرضا شجریان که برای اجرای برنامه اروپا رفته بود، شب اجرای برنامه تو آلمان، با گروهی از مخالفین جمهوری اسلامی روبرو میشه که اونو سفیری برای رژیم ایران میدونستن و طبق معمول با لومپن بازی و اربده کشی که اصولا سرمایه ی میراث داران شعبون بی مخ و امثال اونه میخواستن جلوی اجرای برنامه رو بگیرن. نادانی و نا آگاهی عده ای از ما تا جایی میرسه که نه تنها حقی برای سایرین و دگر باشان قائل نیستیم بلکه به پشتوانه شعار های عامه پسند خرده حقوق دیگران رو هم به راحتی پایمال میکنیم.
شب برنامه، این استاد بزرگ آواز ایران، که ترجیح میدم به عنوان یه انسان ازش نام ببرم تا استاد، که با نام استاد، جنبه های انسانی وجودش رو فراموش نکنیم، به روی صحنه میره و شعر بی همزبان رو میخونه.. شعری که بازگو کننده حال و اوضای آشفته ما مردمانیست که همیشه فرع رو تو اولویت قرار میدیم.

به سکوت سرد زمان، به خزان زرد زمان

نه زمان را درد کسی، نه کسی را درد زمان
 

بهار مردمی‌ها دی شد، زمان مهربانی طی شد
آه از این دم سردی‌ها خدایا

 

نه امیدی در دل من که گشاید مشکل من
نه فروغ روی مهی که فروزد محفل من

نه همزبان دردآگاهی که ناله‌ای خورد با آهی
داد از این بی‌دردیها خدای





این آدم همونی بود که زمان انقلاب "همراه شو عزیز" رو خوند! ما چه شدیم که کار به اینجا رسید!!!


+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت   توسط قدیس  | 

اوووهههه.....
بابا این خبرگزاری های جمهوری اسلامی خیلی روشون زیاده.. من از طریق دوستم شنیدم که شبکه خبر امروز خبر آمار گیری شبکه بی بی سی رو اعلام کرده، ولی گفته منفور ترین کشور ها به ترتیب اسراییل و امریکا هستن..
در صورتی که اصل خبر چیزی دیگر است برادر...

این ترتیبشه، از بهترین با بدترین:
آلمان
ژاپن
اتحادیه اروپا
فرانسه
بریتانیا
برزیل
چین
هند
روسیه
آمریکا
کره شمالی
پاکستان
اسرائیل
ایران


اینم لینکش..

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2008/04/080402_he-wmt-world-survey.shtml




+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت   توسط قدیس  | 

سال 7030 میترایی آریایی، 3746 زرتشتی، 2567 شاهنشاهی و 1387 خورشیدی. اگرچه پیامبر 1387سال پیش هجرت کردند ولی سرزمین آریایی من 5645 سال پیش از آن نوروز را جشن می گرفت و 2361 سال پیش از آن مردمان این دیار، خدای را ستایش می کردند و کوروش 1182 سال پیش از آن دوستی را در جهان گسترانید. پیشینه سرزمین من بسی بیشتر از 1387 سال می باشد. بر سرزمین خود ببال ، بهار بهترين بهانه براي اغاز واغاز بهترين بهانه براي زيستن ، آغاز بهار بر شما مبارک

این پیغامی بود که امروز تو مسنجر گرفتم. تو نگاه اول خیلی زیباست و تاثیر گذار، ولی وقتی در موردش فکر کردم دیدم خیلی هم پرت و پلاست. اگه تو کشوری هستیم که مرزهای مشترکی با سرزمین میترایی یا زرتشتی یا امپراطوری ایران باستان با تمام فخرآوری هاشون و افتخاراتشون داره. اگه به ستون های تخت جمشید و جای تیشه های فرهاد افتخار میکنیم. که عموما ما ایرانی ها به این وسائل به کل دنیا سرکوفت میزنیم، اگه به اولین بیانیه حقوق بشر یا آزادی اسرای یهودی توسط کوروش میبالیم، و ادعای تمدن داریم، چطوره که امروز منفور ترین کشور جهانیم حتی جلو تر از اسرائیل( رجوع کنید به سایت BBC). چطوره که رئیس جمهورمون ادعای نابودی کشوری رو داره، چطوره که علنی برای عملیات تروریستی تحت عنوان "استشهادی تبلیغ میشه"، بی رحمانه ترین مجازات ها تو کشور ما انجام میشه، نا عادلانه ترین سیستم قضایی رو داریم، چطوره که فقر و فحشا به این فراوونی و بیکاری و تورم بیداد میکنه و به جای اون آزادی مدنی نداریم.

مگه غیر از اینه که خودمون انتخاب کردیم، مگه غیر از اینه که هر ملتی لیاقت حاکمینشو داره.. و مگه غیر از این سکوت صد ساله ماست..
نه تاریخ ما دیگه با سرزمین میترایی و هخامنشی سنجیده نمیشه، تاریخ ما گره خورده با بی غیرتی و سکوتمونه که کمی کمتر از 1387 سال پیش یه بار دیگه تجاوز شد، هم سنگ با تاخت و تاز اسکندر و افغان و مغول.
سرزمینی پر از خائن و تاریخ شرم آور، از باز کردن درواره های شیراز به روی آقا محمد خان تا شاه قاجار که مملکت رو به سفر به فرانسه میفروشه یا باز بودن مرز شمال و جنوب به روی روس و انگلیس.

البته من هیچ وقت دوستان عزیز دانشجو، فعالین زنان و حقوق بشر و خبرنگار ها رو قاطی این نتیجه گیری ها نمیکنم. ولی فکر کنم زمانی شده که از حال و هوای جشن های 2500 ساله بیایم بیرون. دنیا رو از زاویه ای ببینم که دنیا ما رو از اون میبینه..




+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت   توسط قدیس  |